close
خرید گیفت کارت
تحلیل فیلم متریکس (Matrix)

My title page contents
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک تالار گفتمان آرشیو عضویت ورود تماس باما
دسته بندی موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 964 کل نظرات : 220 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 6 تعداد اعضا : 1082 ● آمار بازدید بازدید امروز : 9 بازدید دیروز : 52 ● اطلاعات شما آی پی : 54.147.250.33 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

آخرین ارسالی های انجمن

تحلیل فیلم متریکس (Matrix)

Admin
17:1
بازدید : 418
،

بسم الله الرحمن الرحیم

خدای دیجیتالی، منجی تکنسین!!

نویسنده: محمود بلالی

سال 1999 بود که فیلم سینمایی متریکس (Matrix) بر پرده نقره ای سینماهای جهان نقش بست و در آن سال توانست توجه بسیاری از کارشناسان و منتقدان صنعت سینما را به خودش جلب نماید و بارها و بارها مورد تقدیر قرار گیرد. در آن سال حتی منتقدین داخلی هم به تقدیر از این فیلم پرداختند و به جز چند تحلیل جزئی، هیچکس اقدام به کالبد شکافی مفهومی و نمادین این فیلم ننمود. البته کارشناسانی نظیر آقایان بلخاری و طالب زاده از جنبه های گوناگون به تحلیل این فیلم پرداختند، که انصافا در نوع خود بسیار کامل و جامع بود، اما به نظر می رسد که حالا پس از گذشت 14 سال لازم است تا یکبار دیگر به این فیلم شاخص نظری دوباره داشته باشیم. در متن حاضر سعی شده نگاهی تحلیلی به محتوای فیلم متریکس شود. البته لازم به ذکر است که هر سه قسمت این فیلم در ابتدا به صورت جداگانه و سپس در قالب یک تریلوژی (سه گانه) مورد تحلیل قرار خواهند گرفت.


The Matrix

اینطور به نظر می رسد که داستان فیلم در سال 1999 رخ می دهد. سکسانس ابتدایی با تلاش افراد پلیس برای دستگیری زن مرموزی که به ترینیتی معروف است آغاز می شود. پلیس درصدد است تا او را دستگیر نماید، اما به ناگاه با واکنش غیر معمول او روبرو شده و ترینیتی موفق می شود با اتکا به قابلیت های مافوق بشری خود (سرعت عمل فوق العاده بالا و خلاف قوانین فیزیکی) از دست پلیس بگریزد. اما در میان افراد پلیس هم، ماموران ویژه ای حضور دارند که آن ها نیز از چنین قابلیت های مافوق بشری برخوردارند. تعقیب و گریز میان ماموران ویژه و ترینیتی آغاز می شود و در نهایت پس از یک تعقیب و گریز طولانی و نفس گیر، ترینیتی موفق می شود از طریق اتصال به خط تلفن به یکباره ناپدید شده و خود را نجات دهد!!!

با چنین مقدمه عجیبی فیلم آغاز می شود و بیننده به آرامی با مفهومی به نام متریکس آشنا می شود. نامی که تمام ذهن و فکر یک مهندس رایانه به نام توماس اندرسون را به خود مشغول داشته است. اندرسون فردی است با یک زندگی دوگانه، روزها او را به عنوان برنامه نویس یک شرکت مهندسی رایانه ای می شناسند و شب ها او با نام مستعار نیو (Neo) هکری حرفه ای است که مشتریان اطلاعاتی خاص خود را دارد. نیو در طول جستجوهایش در فضای مجازی بارها و بارها با نام متریکس برخورد کرده و حالا این نام و برخی رویدادهای نامتعارف اطرافش، او را هر چه بیشتر نسبت به یافتن حقیقت متریکس و پی بردن به هویت فردی به نام مورفیوس که گویا با این نام ارتباطی تنگاتنگ دارد کنجکاو نموده است. 

در یکی از روزها، اتفاق غیرمنتظره ای رخ می دهد و پیغام عجیبی روی صفحه مانیتور نیو ظاهر می شود. پیغام به گونه ای مشخص او را مخاطب قرار داده و با بیان برخی حقایق، از نیو می خواهد که با دنبال نمودن برخی نشانه ها خودش را به مکان خاصی برساند. 

در اینجا فیلم به طور آشکار به داستان آلیس در سرزمین عجایب اشاره می کند. این که اندرسون دارای زندگی دوگانه است، اشاره به دنبال کردن خرگوش سفید و یا خوردن قرص های آبی و قرمز (در ادامه فیلم) و... همه و همه نشان از توجه سازندگان فیلم به فلسفه پشت پرده داستان آلیس دارد؛ این که همه چیز به همان اندازه که واقعی به نظر می رسند، غیر واقعی هستند و واقعیت ممکن است توهمی دستکاری شده از مجاز باشد. 


نیو طبق راهنمایی پیغام روی مانیتور، وارد رستورانی شده و در آنجا با ترینیتی (زن مرموزی که در ابتدای فیلم با پلیس درگیر شده بود) ملاقات می کند. ترینیتی به نیو اطلاع می دهد که از تمام دغدغه های او در یافتن پاسخ درمورد متریکس و مورفیوس آگاه است و قصد دارد برای پاسخگویی به همه این سوال ها او را با مورفیوس روبرو نماید. اما از طرفی به او اطلاع می دهد که ماموران ویژه امنیتی به دنبال او هستند و باید بیشتر مراقب خودش باشد. 

پس از این ملاقات، سلسله وقایع عجیب و مرموزی برای نیو آغاز می گردد. همانطور که ترینیتی هم هشدار داده بود ماموران ویژه امنیتی در محل کار نیو به سراغ او می آیند، اما طی یک ارتباط تلفنی، مورفیوس سعی می کند او را برای فرار از دست ماموران راهنمایی نماید. نیو طبق راهنمایی های مورفیوس عمل می کند، اما در آخرین لحظه توسط ماموران دستگیر می شود.

در اداره پلیس، مامور ارشدی که با نام اسمیت شناخته می شود، کار بازجویی از نیو را آغاز می نماید. در ابتدا اینطور به نظر می رسد که علت دستگیری نیو به دلیل هک های اطلاعاتی وی بوده، اما کم کم مشخص می شود که موضوع به مورفیوس و ارتباط وی با نیو ارتباط دارد. 

اسمیت:

به نظر ميرسه كه شما زندگي دوگانه‌اي داريد. در يكي از اون ها شما توماس اندرسون هستيد، برنامه‌نويس يك شركت معتبر نرم‌افزاري. بيمه تامين اجتماعي داريد، ماليات‌هايتون رو مي‌پردازيد، حتي شما به صاحب‌خانه‌تان در حمل كيسه‌زباله كمك مي‌كنيد. زندگي ديگه شما در رایانه هاست. جايي كه با نام مستعار "نيو" يك هكر هستيد و تا حالا تمام قانوني كه در رابطه با رایانه ها بوده شكسته‌ايد. يكي از اين زندگي‌ها آينده‌اي داره، ولي ديگري نه. مي‌خوام تا اونجا كه مي‌تونم صريح باشم، آقاي اندرسون. شما اينجاييد چون ما به كمك شما نياز داريم. ما مي‌دونيم كه شخص خاصی با شما تماس گرفته، كسي كه خودش رو مورفيس مي‌نامه. هر چه كه شما درمورد او مي‌دونيد كاملا بي‌ارتباط با واقعيته. درواقع از نظر بسياري از مقامات او خطرناك‌ترين انسان زنده حال حاضره. همكاران من معتقدند كه من دارم وقتم رو با شما تلف مي‌كنم، اما من مطمئنم كه شما

مي‌خوايد كار درست رو انجام بديد. ما هم با كمال ميل پرونده شما را پاك مي‌كنيم و يك زندگي تازه‌ براي شما درست مي‌كنيم. در عوض تنها چيزي كه از شما مي‌خوايم همكاري براي دستگيري يك تروريست خطرناكه... 

نیو با پیشنهاد اسمیت مخالفت می کند و از دادن هرگونه اطلاع به او سر باز می زند و طی یک اتفاق عجیب به ناگاه دهان او به شکل فیزیکی از صورتش حذف شده و اسمیت روبات فوق پیشرفته ای (شبیه به کرم) را وارد بدن نیو می کند. همزمان با این اتفاق ناگهان نیو در خانه خود از خواب بیدار می شود و اینطور به نظر می رسد که همه این ماجراها در خواب اتفاق افتاده بوده است. 

در اینجا ذکر یک نکته ضروری به نظر می رسد و آن تاکید فیلم به وجود جهان های موازی است. همانند بسیاری از فیلم ها و بازی های رایانه ای، فیلم متریکس هم به جهان های موازی (جهان های ذهنی و حوزه خیال) اشاره ای مستقیم دارد و درواقع بنیان و اساس داستان فیلم در این فضا در گردش است. به گونه ای که کیفیت زندگی در این دنیای موازی - و البته مجازی- همانند کیفیت زندگی در دنیای واقعی توصیف می شود. 


در همین زمان یکبار دیگر مورفیوس با نیو تماس گرفته و به او می گوید که اگر همچنان طالب یافتن پاسخی برای سوال های خود است، برای ملاقات با او به آدرس خاصی بیاید. نیو در آنجا یکبار دیگر با ترینیتی ( و البته دوستان او) روبرو می شود و در یک اقدام عجیب، ترینیتی با کمک دستگاهی پیشرفته، روباتی را که اسمیت وارد بدن نیو کرده بود، از بدن او خارج می نماید. 

تازه اینجاست که مرز میان واقعیت و خیال در هم می شکند و بیننده (و همچنین نیو) متوجه می شوند که ماجرای حذف شدن دهان نیو و روبات جاسوسی که در بدن او نفوذ کرده، خواب و یا رویا نبوده و کاملا واقعیت داشته اند. 

از اینجا به بعد نقطه عطف داستان فیلم آغاز می شود. سرانجام نیو با مورفیوس ملاقات می کند و مورفیوس درمورد متریکس توضیحاتی به نیو می دهد. به این دیالوگ ها توجه کنید:


مورفیوس:

بذار برات بگم كه چرا اينجا هستي. تو يه چيزي رو مي‌دوني. مي‌دوني، ولي نمي‌توني توصيفش كني اما احساسش مي‌كني. تمام عمر احساسش كردي كه يه جاي كار اين دنيا اشكال داره. نمي‌دوني اون چيه، ولي يه چيزي هست. چيزي كه مثل خوره به جونت افتاده و داره ديونت مي‌كنه. همين احساسه كه تو رو به اينجا و پيش من كشونده. 

مي‌دوني راجع به چي حرف مي‌زنم؟ متريكس؟ مي‌خواي بدوني كه اون چيه؟ متريكس همه‌جا هست. دور تا دور ما. حتي الان در همين اتاق. مي‌توني وقتي از پنجره نگاه مي‌كني ببينيش. يا وقتي كه تلويزيون رو تماشا مي‌‌كني. وقتي سر كار ميري احساسش مي‌كني. وقتي كه به كليسا ميري. يا وقتي كه ماليات‌هات رو مي‌پردازي. اون دنياييه كه جلوي چشم‌هات كشيده شده تا نتوني حقيقت رو ببيني.

نیو:

كدوم حقيقت؟

مورفیوس:

اينكه تو يه برده‌اي. مثل بقيه تو در اسارت به دنيا اومدي. در زنداني كه توي اون نه مي‌توني بچشي، نه بو كني و نه چيزي رو احساس كني، يك زندان براي ذهنت. متاسفانه به هيچ‌كس نميشه گفت كه متريكس واقعا چيه.

بايد با چشم‌هاي خودت ببيني. اين آخرين فرصت توست. بعد از اين هيچ راه بازگشتي وجود نداره.

با توجه به توضیحات مورفیوس، متریکس چیزی است که همه جا را دربرگرفته و کار آن این است که انسان ها متوجه نشوند که برده هستند و در اسارت به دنیا آمده اند. اسارتی که به جسم تعلق ندارد و زندانی برای ذهن است. با این توضیحات به وضوح مشخص می شود که متریکس از حوزه جسم و دنیای مادی خارج شده و به طور خاص با حوزه وهم، خیال و مجاز سر و کار دارد. اینطور به نظر می رسد که متریکس به طور خاص برای انسان ها ساخته شده و بر ذهن آن ها حکومت می کند. اما در اینجا نکات مهمی وجود دارد که باید به آن ها توجه نمود:

مورفیوس به نیو توضیح می دهد که او همواره متوجه وجود اشکالی در این دنیا شده که توصیفی برای آن ندارد. اما هیچگاه توضیح نمی دهد که این اشکال چیست و نیو چگونه متوجه وجود این اشکال شده است؟ توصیفی که مورفیوس از متریکس ارائه می دهد شباهت بسیار زیادی به توصیف اسلام از خداوند دارد. خدایی که همه جا هست و در همه جا را در برگرفته است (حتی وقتی به کلیسا می روی هم می توانی او را ببینی). اگر منظور مورفیوس نوعی برنامه نرم افزاری است، چرا آن را اینطور توصیف نمی کند:

متریکس توهمی است که همه جا را شکل داده و درواقع همانند روکشی برای همه اشیاء موجود در این جهان است. 

نکته بعد درمورد بردگی است. مورفیوس به نیو می گوید که او یک برده است و در اسارت به دنیا آمده است. اسارتی که در ذهن اوست. در قرآن کریم درمورد شیطان مطالب جالب و قابل تاملی وجود دارد که بی ارتباط با این بحث نیست:


قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ

گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من (نعمتهای مادّی را) در زمین در نظر آنها زینت می‌دهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت،[39]- حجر


در این آیه به وضوح به این نکته اشاره می شود که شیطان دنیا را در نظر انسان زینت می دهد و با این کار همه را گمراه می سازد. توجه کنید، شیطان در حوزه ذهن وارد می شود و دنیا را در نظر انسان زیبا جلوه می دهد. دنیاییی که در اصل از خاک ساخته شده و جذابیتی ندارد. و این شیطان است که به این خاک جلوه و زیبایی می بخشد و ذهن را درگیر آن می نماید، دقیقا مانند کاری که متریکس (نرم افزار هوش مصنوعی) نظیر آن را انجام داده.

اما شیطان علاوه بر این کار، توانایی و قابلیت های دیگری نیز دارد. در آیاتی دیگر خداوند درمورد قابلیت دیگر شیطان اینطور توضیح می دهد:


قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنْسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ  وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا

گفت: «به خاطر داری هنگامی که ما (برای استراحت) به کنار آن صخره پناه بردیم، من (در آن جا) فراموش کردم جریان ماهی را بازگو کنم - و فقط شیطان بود که آن را از خاطر من برد- و ماهی بطرز شگفت‌آوری راه خود را در دریا پیش گرفت!»[ 63]- کهف


وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ

و به آن یکی از آن دو نفر، که می‌دانست رهایی می‌یابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [= سلطان مصر] یادآوری کن!» ولی شیطان یادآوری او را نزد صاحبش از خاطر وی برد؛ و بدنبال آن، (یوسف) چند سال در زندان باقی ماند.[ 42]- یوسف


در این دو آیه خداوند به صراحت به قابلیت تصرف شیطان در ذهن و برداشتن فکر و یا کاشتن یک فکر در ذهن اشاره می نماید. دقیقا همانند کاری که متریکس با ذهن انسان ها انجام می دهد و به این شکل است که انسان ها تبدیل به برده های ذهنی شده اند. شاید با این توصیف بتوان عمل متریکس را همچون عمل شیطان ارزیابی نمود. 

و اما نکته بعدی درمورد جهان خلق شده توسط متریکس است. طبق گفته های مورفیوس، متریکس در حوزه ذهن انسان ها ورود کرده و بر ذهن آن ها تاثیر می گذارد، خب با این اوصاف وضعیت حیوانات در این جهان به چه شکل خواهد بود؟ آیا آن ها نیز همانند انسان ها از طریق ذهن به متریکس متصل شده اند یا اصلا وجود خارجی نداشته و صرفا توسط متریکس شبیه سازی شده اند؟ 

توضیحات مورفیوس به قدری گیج کننده و غیر قابل باور هستند که نیو به سختی آن ها را می پذیرد. مورفیوس به نیو توضیح می دهد که برای درک کامل متریکس باید دست به انتخابی بزرگ بزند. او همانند داستان آلیس، دو قرص آبی و قرمز را به نیو نشان می دهد و از او می خواهد تا یکی از آن ها را انتخاب نماید:

مورفیوس:

اگه قرص آبي رو بخوري داستان تموم ميشه، تو توي رخت‌خواب بيدار ميشي و هرچي رو كه خودت بخواي باور مي‌كني.

اگه قرص قرمز رو بخوري در سرزمين عجايب مي‌موني و من بهت نشون ميدم كه اين لانه خرگوش چقدر عميقه.

يادت باشه من فقط مي‌خوام حقيقت رو بهت بدم نه چيزي بيشتر يا كمتر.

باز هم اشاره ای صریح و مستقیم به دو رنگ نمادین آبی و قرمز. در نمادشناسی سینما، معمولا رنگ آبی به عنوان نماد گناه و رنگ قرمز به عنوان نماد هشدار به کار می رود. با این توصیف، انتخاب قرص آبی توسط نیو به معنی انتخاب او برای ماندن در فضای گناه (دروغی که متریکس به خورد او داده و فضای گناه آلودی که برایش به وجود آورده است) و انتخاب قرص قرمز به معنی پذیرش هشدار و آمادگی برای درک حقیقت است.


نیو قرص قرمز را می خورد و به همراه مورفیوس برای دیدن حقیقت راهی می شود. مورفیوس نیو را به محلی که شباهت زیادی به اتاق کنترل دارد می برد و در آنجا او را با برخی از افرادش آشنا می کند. او به نیو توضیح می دهد که قرص قرمز بخشی از برنامه ردیاب بوده که از طریق آن می توانند موقعیت فیزیکی نیو را تشخیص دهند. 

نیو کنار آینه ای قدی ترک خورده ای می نشیند و منتظر عملکرد قرص می ماند. در این زمان ناگهان شیشیه آینه، حالتی سیال یافته و با لمس شیشه، نیو با آینه ترکیب می شود و آینه تمام وجود او را فرا می گیرد. 

نمایش چنین صحنه ای به این معنی است که مرز میان واقعیت و مجاز در هم شکسته شده و هر دو به یک پیکر واحد تبدیل می شوند. با این منطق که تصویر انسان درواقع خود او اما در کیفیتی پایین تر نسبت به اوست و حیاتی وابسته به حیاط او دارد، اما با ترکیب این دو با یکدیگر، علت و معلول یکی شده و اصطلاحا ادراک کامل حاصل می شود، و تنها در این حالت است که مورفیوس و افرادش می توانند مکان واقعی نیو در جهان واقعی (کشتزار انسان ها) را بیابند. 


مورفیوس:

قرصي كه خوردي بخشي از يه برنامه ردياب بود. اون سيگنال‌هاي مغزت رو طوري بهم مي‌ريزه كه ما مي‌تونيم جات رو دقيقا مشخص كنيم.

در این بخش از فیلم حقیقت دیگری آشکار می شود؛ زمین سال ها پیش در اثر یک اتفاق به مخروبه ای غیر قابل سکونت تبدیل شده بود و انسان ها سالیان درازی است که تحت کنترل ابر ماشین هوشمندی که سابقا به دست خود آن ها ساخته شده بود، کنترل می شوند. در این مورد مورفیوس اینطور توضیح می دهد:

مورفیوس:

در اوايل قرن بيست و يكم تمام نسل بشر جشني باشكوهي گرفت. چرا كه در عين ناباوري اون ها موفق شدند AI رو به وجود بیارن. 

نیو:

 ؟AI، يعني هوش مصنوعي؟

مورفیوس:

هوشياري منحصر به فردي كه نسل جديدي از روبات‌ها رو به وجود آورد. ما نمي‌دونيم كه اول كي حمله كرد، ما يا اون ها. اما اين رو مي‌دونيم كه ما آسمون رو سياه كرديم. ماشين‌ها به انرژي خورشيدي وابسته بودند. اون موقع اين باور وجود داشت كه بدون چنين منبع سرشاري از انرژي، اون‌ها دوام نخواهند آورد. در طول تاريخ بشر، ما هميشه براي زنده موندن به ما‌شين‌ها وابسته بوديم. سرنوشتي كه براي انسان‌ها رقم خورده، كنايه‌آميز به نظر مي‌رسه. بدن انسان بيشتر از يك باتري 120 ولت الكتريسيته ساكن توليد مي‌كند و البته بيش از 25000 واحد گرمايي، به اندازه 7.5 كيلو وات كه براي راه‌اندازي نوعي گداخت هسته‌اي كه ماشين‌ها پيدا كردند كافي بود. پس اون‌ها تمام انرژي رو كه لازم داشتند پیدا کردند. كشتزارهايي وجود داره نيو،كشتزارهايي بي‌پايان. جايي كه انسان‌ها ديگر به دنيا نمي‌آيند، بلكه كاشته مي‌شن. من براي مدت ها اين رو باور نمي‌كردم. تا اينكه كشتزارها رو با چشم خودم ديدم. من ديدم كه مرده‌ها رو به سرم مايع براي تزريق به زنده‌ها تبديل مي‌كردن. در همون حال كه اونجا وايستاده بودم و اين نمايش ترسناك و منظم رو تماشا مي‌كردم. به حقيقت ماجرا پي بردم كه حقيقت متريكس چيه؟ كنترل... متريكس دنياي خيالي ساخت ماشين‌هاست. ساخته شده تا ما رو تحت كنترل داشته باشه! 

طبق توضیحات مورفیوس، دنیایی که به نظر می رسد در سال 1999 واقع شده است، درواقع به سال 2199 رسیده است، یعنی حدود 200 سال است که هیچ انسانی از راه طبیعی به دنیا نیامده و همه انسان ها از طریق لقاح مصنوعی به دنیا آمده اند و دنیا برای آن ها کندتر از حد معمول در جریان است. به این دیالوگ ها که مابین نیو و مورفیوس پس از رهایی نیو رد و بدل می شود توجه کنید:

نیو:

مورفيس، چه بلايي به سر من اومده؟ اينجا كجاست؟

مورفیوس:

مهم‌تر از كجا اينه كه بپرسي كِي؟

نیو:

كِي؟

مورفیوس:

تو فكر مي‌كني كه سال 1999 است. درحاليكه بيشتر به سال 2199 نزديكيم. نمي‌تونم با اطمينان بگم كه در چه سالي هستيم. چون به درستي نمي‌دونيم.

پس انسان ها حدود 200 سال است که چیزی از دنیای واقعی نمی دانند و از طریق دستگاه و لقاح مصنوعی در فضایی آزمایشگاهی به دنیا می آیند. ماشین های هوشمند، در مکانی به نام کشتزار یا مزرعه، بدن های انسان ها را درون دستگاه هایی شبیه به رحم های مصنوعی قرار داده اند و از طریق وارد کردن یک رابط فیزیکی که از طریق حفره ای درون مغز، ارتباط مغز با ابر کامپیوتر مادر را برقرار می نماید، به بخش تخیل بشر نفوذ کرده و دنیایی را برای آن ها به طور کامل و با قوانین کامل شبیه سازی نموده اند. نام این دنیا متریکس است. 

درواقع متریکس ساخته شده تا انسان ها از طریق حضور ذهنی در آن، اقدام به فعالیت (ولو از جنس مجازی) نموده و با این کار انرژی لازم برای تامین حیات روبات ها فراهم شود. یعنی انسان ها نه تنها در این دنیا (متریکس) وجود خارجی ندارند بلکه آن ها همگی همچون مردگانی آرمیده در تابوت هستند که تنها از طریق ذهنشان ماهیت یافته و زنده به نظر می رسند. 

این تفکر به این معنی است که همه انسان ها و همه اعمال آن ها چیزی جز توهم مجازی نیست و در این دنیای خیالی ذهنی، مفاهیمی چون اخلاق، انسانیت، خیر، شر و حتی خدا و ایمان و... معانی ای غیر واقعی دارند و صرفا برای سرگرمی بشر خلق شده اند!!

حال در چنین شرایطی، در این دنیای ذهنی، افرادی پیدا شده اند که به روند خیالی و باطل دنیای موجود شک کرده و کم کم به ماهیت متریکس واقف شده اند. یکی از این انسان ها موفق می شود خود را از محیط مجازی متریکس رهانیده و سپس اذهان آماده ای که به این سیستم مشکوک شده اند را نیز رهانیده و اقدام به ایجاد گروه مقاومت و مبارزه با سیستم متریکس نماید. بدین ترتیب برخی از انسان ها توانستند از بردگی ماشین ها رهایی یافته و در مکانی (سفینه ای) به نام زایان به حیاط مخفی و پارتیزانی خود ادامه دهند. 

مورفیوس، ترینیتی و... همه از این گروه افراد هستند. اما در این بین طبق پیشگویی های اولین فردی که موفق به کشف و رهایی از سیستم متریکس شده بود، سال ها بعد فردی با همان ویژگی ها خواهد آمد و اینبار همه مردم را نجات خواهد داد. طبق باور مورفیوس، آن فرد همان نیو، هکر معروف است. 


مورفیوس:

وقتي ماتريكس براي اولين‌بار ساخته شد مردي درون اون متولد شد كه قادر بود همه چيز رو اونجوري كه مي‌خواست تغيير بده. حتي متريكس رو اونجور كه مي‌خواست از نو بسازه. اون همون كسي بود كه اولين گروه ما رو آزاد كرد و اين حقيقت رو به ما آموخت، كه تا زماني كه ماتريكس وجود داره انسان ها هرگز آزاد نخواهند بود.

وقتي كه اون مُرد اوراكل بازگشتش رو پيشگويي كرد و اينكه بازگشت اون با نابودي ماتريكس و پايان جنگ همراه خواهد شد، و آزادي براي انسان ها. براي همينه كه خيلي از ما در تمام طول عمرمون توي متريكس به دنبال اون گشته‌ايم. من هم اون كار رو كردم چون باور داشتم كه جستجو ديگه تموم شده.


مورفیوس برای تایید این موضوع، نیو را به دیدن اوراکل می برد. این دیدار در فضای مجازی متریکس انجام می شود و در این دیدار اوراکل به نیو می گوید که بر خلاف تصور مورفیوس، او همان منجی بشارت داده شده نیست. 

توجه داشته باشید که ملاقات با اوراکل در دنیای ماتریکس صورت می گیرد نه در دنیای واقعی مانند سفینه مورفیوس و یا زایان. سوال این است که چرا اوراکل را فقط می توان در دنیای متریکس ملاقات کرد؟ چرا اوراکل مانند سایرین از متریکس رها نشده تا لازم نباشد برای دیدن او ریسک رفتن به متریکس را به جان خرید؟ این سوالی است که فیلم هیچگاه به آن پاسخ قانع کننده ای نمی دهد. (لااقل در اولین قسمت)

نکته بعدی درمورد استفاده از اصطلاحاتی نظیر یا "عیسی مسیح"، "خدا به دادمون برسه"، "یا خدا" و... از زبان شخصیت هایی همانند نیو، ترینیتی و مورفیوس است. با توجه به گفته های مورفیوس، انسان ها نزدیک به 200 سال است که تنها از طریق آزمایشگاهی به دنیا می آیند و فقط به صورت ذهنی در متریکس زندگی می کنند و این بدان معنی است که یک نسل کامل از بشر به کلی نابود شده و نسلی کاملا جدید به وجود آمده اند.  با این توصیف ها، چگونه انسان ها به خدا و پیامبر او اعتقاد دارند؟ آن ها از کجا مسیح و یا خداوند را می شناسند؟ آیا متریکس درمورد خدا و پیامبران به انسان ها اطلاع داده است؟ اگر اینطور باشد، با توجه به این که گفته می شود در متریکس حتی بو و مزه هم حقیقت وجودی ندارند و تنها ذهن آن ها را به عنوان بو و یا مزه از راه تلقین می پذیرد، پس خدا و پیامبران هم نباید از این قاعده کلی مستثنی باشند! به معنی دیگر، طبق روند مفهومی فیلم، خدا و به طور کلی دین هم تلقینی ذهنی و غیر واقعی از طرف متریکس هستند و واقعیت ندارد!!  

برای درک بهتر بحث و اشاره به تلقین های متریکس، به صحبت های سایفر و اسمیت توجه کنید:

سایفر (در هنگام خوردن استیک در متریکس):

مي‌دونم كه اين استيك وجود نداره. مي‌دونم كه وقتي اون رو مي‌گذارم توي دهنم متريكس به مغزم ميگه كه اين آبدار و خوشمزه است. بعد از 9 سال، مي‌دوني آخر به چي رسيدم؟ سعادت در جهالت است.


نیو پس از شنیدن حرف های اوراکل تصمیم می گیرد که حقیقت موضوع را با مورفیوس درمیان بگذارد، اما در این بین با اتفاق پیش بینی نشده ای مواجه می شود. سایفر، به گروه خیانت کرده و پلیس و افسران متریکس با آن ها درگیر می شوند. در اثر این درگیری یکی از افراد گروه کشته می شود و مورفیوس هم توسط اسمیت و افرادش دستگیر می شود. 

در همین بین سایفر هم به قلب سفینه مورفیوس (به نام بخت النصر!!!) نفوذ کرده و اقدام به کشیدن سوئیچ ارتباطی برخی از افراد و کشتن آن ها می کند. اما زمانی که نوبت به نیو می رسد، به شکل غیر منتظره ای سایفر توسط اپراتور سفینه کشته می شود و نیو و ترینتی موفق به فرار و بازگشت به سفینه می شوند. 


نکته دیگر درمورد تاثیر صدمات فیزیکی در متریکس، روی جسم متصل به شبکه است. طبق منطق فیلم، اگر کسی در متریکس آسیب ببیند و یا کشته شود، جسم او که متصل به شکبه هست نیز کشته می شود. البته عکس این موضوع هم صادق است. حال سوال این است که چیزی که از انسان به متریکس منتقل می شود چیست؟ روح، تصویری خیالی از او، دیتا، هولوگرام و شاید هم جسم فیزیکی او!! به طور حتم بحث انتقال جسم فیزیکی، درحالی که اصل آن در مکانی دیگر به شبکه متصل است منتفی است. پس یا روح به متریکس انتقال پیدا می کند، یا هولوگرام و یا تصویر دیجیتالی فرد. در هرکدام از این حالت ها نکات مبهم زیادی وجود دارد. مثلا اگر روح انتقال می یابد، پس باید حالتی شبیه به خواب برای فرد به وجود آید. در این صورت چرا با آسیب در متریکس، فرد کشته می شود؟ نمونه این وضعیت را در فیلم Inception دیده بودیم. زمانی که افراد در خواب کشته می شدند، در یک لایه دیگر (دنیای موازی و یا خواب دیگر) بیدار می شدند و کسی در واقعیت کشته نمی شد؛ حال سوال این است که روح چطور دچار آسیب فیزیکی می شود درحالی که ماهیت فیزیکی ندارد؟ اما اگر تصویر ذهنی و یا همان دیتا باشد هم باز منطقی برای آسیب دیدن و کشته شدن صاحب تصویر وجود نخواهد داشت. مثل این است که تصویر ما در آینه با شکستن آینه از بین برود و ما هم به این دلیل کشته شویم!! درواقع سازندگان این فیلم نتوانستند منطق دقیق و روشنی برای وقایع اینچنینی مطرح نمایند و به مدد جلوه های بصری فوق العاده فیلم، کمتر توجهی به این موارد صورت گرفت.  

مورفیوس توسط اسمیت مورد بازجویی قرار می گیرد و سعی می کند با نفوذ به ذهن او اطلاعات مربوط به کدهای دسترسی به سیستم اصلی زایان را به دست آورد. او در این بین مطالب مهمی درمورد متریکس می گوید که ماهیت حقیقی آن را مشخص می نماید:


اسمیت:

تا حالا شده وايستي و بهش خيره بشي؟ مبهوت زيبايي و نبوغ اينكار نشدي؟ ميلياردها انسان، اون بيرون دارند زندگي مي‌كنند. چقدر بي توجه... هيچ مي‌دونستي كه اولين متريكس طوري ساخته شده بود تا دنياي كاملي براي انسان ها باشه؟ جايي كه هيچ كس رنج نكشه. جايي كه همه توش خوشحال باشنه. اما فاجعه شد. هيچ كس برنامه رو نپذيرفت و همه نمونه‌ها از دست رفتند. عده‌اي معتقدند كه زبان برنامه‌نويسي ما براي توصيف دنياي كامل شما ناكارآمد بود. اما به عقيده من انسان ها به عنوان گونه‌اي از حيات، واقعيت را تنها از طريق رنج و عذاب درك مي‌كنند. براي همين هم دنياي كامل، صرفا رويايي بود كه ذهن خودآگاه شما در تلاشه تا از اون بيدار بشه. براي همينه كه متريكس به اين صورت طراحي شد. نقطه اوج تمدن شما،"گفتم "تمدن شما چون بعد از اون، وقتي ما بجاي شما شروع"به فكر كردن كرديم، درواقع شد "تمدن ما"و البته همه مسائل از همينجا شروع مي‌شود، تكامل مورفيس، تكامل. درست مثل دايناسورها.


در اینجا اسمیت به نکات مهمی اشاره می کند:

اول این که متریکس دارای دو نسخه بوده و در حال حاضر مردم با نسخه دوم متریکس روبرو هستند. نسخه اول طوری طراحی شده بو که در آن هیچکس رنج نمی کشید و همه خوشحال بودند. اما سرانجام این نسخه چه شد؟ همه مردم آن را پس زدند!! علت چه بود؟ زیرا انسان ها واقعیت را تنها از طریق رنج و عذاب درک می کردند!! 

در این فیلم هیچگاه توضیح داده نمی شود که نسخه اول متریکس چه وقت به وجود آمد و مردم درگیر با این نسخه چه سرنوشتی پیدا کردند؟ زیرا آن ها انسان های آزمایشگاهی نبودند که متریکس بتواند ذهن آن ها را کنترل نماید. مگر نه این که متریکس ماهیتا مجازی است، پس چرا اسمیت ادعا می کند که انسان ها واقعیت را تنها از طریق رنج و عذاب درک می کنند؟ منظور او از واقعیت چیست؟ چیزی که متریکس به عنوان واقعیت سعی دارد به انسان ها تلقین نماید، یا واقعیتی که در ورای متریکس قرار دارد؟

به نظر می رسد که اشاره به نسخه اول متریکس اشاره ای استعاره ای به بهشت باشد که در آن نه رنجی بود و نه ناراحتی. و این که انسان ها از آن رانده شدند (آن را پس زدند) زیرا فقط از طریق ابتلا به گرفتاری های دنیوی بود که می توانستند واقعیت را درک نمایند! حال این واقعیت چه بوده، خود جای بحث و گفتگو دارد.


در ادامه داستان، اپراتور سفینه تصمیم می گیرد تا برای محافظت از زایان، ارتباط مورفیوس را با شبکه قطع کرده و او را بکشد. اما نیو با این کار مخالفت کرده و تصمیم می گیرد مورفیوس را نجات دهد. او به همراه ترینیتی وارد متریکس شده و پس از یک درگیری سخت، مورفیوس را نجات می دهد. سپس آن ها برای خروج از متریکس و بازگشت به سفینه اقدام می کنند، اما در این بین نیو موفق به بازگشت نمی شود و با اسمیت درگیر می شود. اسمیت به شدت با نیو درگیر می شود، اما به علت مهارت بالای اسمیت و آشنایی کامل وی با قابلیت های متریکس سرانجام موفق به شکست نیو شده و او را با ضرب چند گلوله می کشد. 

در دنیای واقعی (سفینه مورفیوس) ترینیتی به جنازه نیو خیره می شود و راز خود را با او در میان می گذارد. او اعتراف می کند که عاشق نیو شده (همانطور که قبلا اوراکل این موضوع را پیشگویی کرده بود) و به همین دلیل نیو نمی تواند بمیرد. او همانند افسانه های پریان، با بوسیدن نیو زندگی دوباره ای به او می دهد و نیو بر خلاف عرف رایج، در فضای متریکس زنده می شود! در کمال ناباوری اسمیت و همراهانش، نیو اینبار به آگاهی کامل درمورد متریکس می رسد و ساختار و ماهیت واقعی او را درک می کند، به گونه ای که می تواند به درون ساختار آن نفوذ کرده و حتی در آن اختلال ایجاد نماید (دقیقا شبیه به کاری که اولین فرد ناجی انجام می داد). 

بدین ترتیب اثبات می شود که نیو همان منجی وعده داده شده است و به نظر می رسد که دوران اسارت انسان ها به پایان رسیده است. این موضوع با نابودی اسمیت تایید می شود و فیلم با صحبت های نیو با اسمیت های دیگر درون متریکس (نگهبان هایی که تنها ماهیت نرم افزاری دارند) و تهدید آن ها به نابودی به پایان می رسد. 

در یک جمع بندی کلی از داستان فیلم می توان اینطور بیان نمود که درواقع داستان متریکس اشاره ای نمادین به ماجرای مسیح (ع) دارد. نیو در حقیقت همان " New Christ" یا "مسیح جدیدی" است که بر خلاف عیسی مسیح علیه‌السلام، نه از میان پارسایان، که از بین تکنیسین‌ها انتخاب می‌شود! در نتیجه پیامبر آخر‌الزمان به جای آنکه: "تئوریسین" باشد، یک "تکنیسین" است. (به لباس های نیو که شبیه به لباس راهبان کاتولیک طراحی شده است دقت کنید)

با کمى دقّت، در مى یابیم که نیو نه تنها نماد مسیح نیست، بلکه از لحاظ تلفظ هم به "مسیح جدید" یا "مسیح راستین" نزدیک تر است (Neo=New)

به عقیده یهودیان، عیساى ناصرى(ع) کذاب بود و به خاطر همین گناه، به صلیب کشیده شد و مسیح جدید و راستین در آخرالزمان طلوع مى کند و در سرزمین موعود در کنار کوه صهیون حکومت جهانى یهود را ایجاد مى نماید و غیریهودیان را خدمتگزار یهود خواهد کرد و بهشت زمینى را مى آفریند.

متریکس با رویکردی نمادین به اساطیر کهن قوم یهود، قصه ظهور منجی و سفر به آرمانشهر یهود (Zayan یا Zion) را به تصویر می‌کشد.

به عنوان روشنترین دلیل در این فیلم، نام سرزمین صهیون (Zion)، که نام کوهى در نزدکى بیت المقدس است و یهودیان و مسیحیان صهیونیست آن را پایتخت آخرالزمانى یهود مى دانند، در سراسر فیلم بارها تکرار مى شود. زایان، ترجمه عبارت عبری صهیون است، و صهیون نام کوهی است در اورشلیم، و اورشلیم همان "ارض موعود" است؛ سرزمینی که در کتاب مزامیر، باب 48، آیه 2، وعده گاهی است امن برای رستگاران. همان طور که نجات یافتگان از متریکس در آرزوی دیدن زایان هستند.


ادامه دارد...

* استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ و نویسنده آن مجاز است


مطالب مرتبط
تحلیل فیلم زندگی خصوصی
تحلیل فیلم اطلس ابری- Cloud Atlas
تحلیل فیلم زندگی پای- Life of PI
تحلیل فیلم متریکس (Matrix)
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرین مطالب ارسالی سایت
دانلود آهنگ جدید محسن یگانه به نام نا امیدم میکنی

دانلود آهنگ جدید محسن یگانه به نام نا امیدم میکنی

یکشنبه 24 اسفند 1393
دانلود آلبوم جدید زدبازی به نام بزرگ

دانلود آلبوم جدید زدبازی به نام بزرگ

جمعه 08 اسفند 1393
دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی به نام دریای لعنتی

دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی به نام دریای لعنتی

شنبه 18 بهمن 1393
دانلود آهنگ جدید فرشید امین به نام مستم من امشب

دانلود آهنگ جدید فرشید امین به نام مستم من امشب

پنجشنبه 16 بهمن 1393
دانلود موزیک ویدئو جدید حسن شماعی زاده به نام تصمیم

دانلود موزیک ویدئو جدید حسن شماعی زاده به نام تصمیم

پنجشنبه 16 بهمن 1393
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام زخم

دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام زخم

یکشنبه 13 مهر 1393
دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند به نام محال

دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند به نام محال

یکشنبه 13 مهر 1393
دانلود آهنگ جدید مجید یحیایی به نام ساحل

دانلود آهنگ جدید مجید یحیایی به نام ساحل

یکشنبه 13 مهر 1393
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی به نام چشمای تو

دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی به نام چشمای تو

یکشنبه 13 مهر 1393
دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی به نام پاییز

دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی به نام پاییز

یکشنبه 13 مهر 1393
دانلود آهنگ جدید حسن شماعی زاده به نام چشم من

دانلود آهنگ جدید حسن شماعی زاده به نام چشم من

یکشنبه 13 مهر 1393
دانلود آهنگ جدید علی زیبایی (علی تکتا) به نام حال نو

دانلود آهنگ جدید علی زیبایی (علی تکتا) به نام حال نو

چهارشنبه 09 مهر 1393
دانلود آهنگ جدید احسان حق شناس به نام زندگی

دانلود آهنگ جدید احسان حق شناس به نام زندگی

یکشنبه 06 مهر 1393
 دانلود آهنگ جدید حسین تهی به نام دورهمی

دانلود آهنگ جدید حسین تهی به نام دورهمی

یکشنبه 06 مهر 1393
 دانلود آهنگ جدید شاهرخ به نام دلداده

دانلود آهنگ جدید شاهرخ به نام دلداده

یکشنبه 06 مهر 1393
عضویت در خبرنامه سایت
با عضویت در خبرنامه جدید ترین مطالبی که در سایت قرار بگیرد به ایمیل شما ارسال خواهد شد .

لطفا آدرس ایمیل را با www وارد نکنید.

مطالب محبوب
مطالب تصادفی
وطن موزیک
دانلود آهنگ جدید با لینک مستقیم
Www.VatanMusic.Net
سازوصدا
دانلود آهنگ جدید با دو کیفیت متفاوت
Www.SazoSeda.Com
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS